تبليغاتX
همســــــــــــــفر غــــم
چه زود با هــــــــــــــم بودنمان خاطره شد

 

 

من نباشم ......                           

                               

من نباشم کــــــــی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
کی با بالای شکستــــــــــــــه با تو پرواز می کنه ؟

 

راس بگو من که نباشم اخمــــــــــــــــای پیشونیتو
کی میاد دونه دونـــــــــــــه با حوصله باز می کنه ؟

 

من نباشم کی میاد موقع رفتــــــــــــــــن اشکاشو
می کنه بدرقـــــــــــــــــــــــــــه ی راه بلند سفرت ؟

 

من نباشم کی میگـــــــــــــــه همیشه حقا با توا ؟
واسه ی خاطر تو جـــــــــــــون می ده پشت پنجره

 

من نباشم کــــــــــی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهـــــــــــــم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟

 

من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
کی به خاطر تو دنیــــــــــــــا رو فراموش می کنه ؟

 

من نباشم یــــــــــه روز امتحان کن و بگو چی شد
اگه امتحان می کردی تو ، چـــــه قد چیزا می شد

 

بعد امتحان اگه یه وقت کســـــــــــــی بود مث من
نشونم بده بگو شاگرد اولت کـــــــــــــــــــی شد ؟

 

 

                                                                         (مريـم حيدرزاده)        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 1:45  توسط سیاه و سفید | 
هـمســــــــــــــــــــــــــفـر

کشتی در طوفان شکست و غرق شد.

فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابنددو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند با خود گفتتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم.دست به دعا شدند.برای اینکه ببینند دعای کدام بهتر مستجاب می شود به گوشه ای از جزیره رفتند.

نخست از خدا غذا خواستند.فردا مرد اول درختی یافت و میوه ای بر آن-آن را خورد سرزمین مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت.هفته ی بعد مرد اول از خدا همسر و همدم خواست فردا کشتی دیگری غرق شد زنی نجات یافت و به مرد رسید در سمت دیگر مرد دوم هیچ کس را نداشت.

مرد اول از خدا خانه لباس و غذای بیشتری خواست فردا بصورتی معجزه وار تمام چیز هایی که خواسته بود به اورسید.مرد دوم هنوز هیچ نداشت. 

دست آخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد.فردا کشتی آمد و در سمت او لنگر انداخت.مرد خواست بدون مرد دوم با همسرش از جزیره برود.

پیش خود گفت:مرد دیگر حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد چرا که در خواست های او پاسخ داده نشده.(پس همین جا بماند بهتر است).

زمان حرکت کشتی ندایی از آسمان پرسید:((چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟))پاسخ داد:((این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است همه را خود در خواست کرده ام در خواست های او که پذیرفته نشده.

پس لیاقت این چیز ها را ندارد.))

ندا مرد را سرزنش کرد:((اشتباه می کنی زمانی که تنها خواسته ی او را اجابت کردم این نعمتها به تو رسید.))مرد با حیرت پرسید:از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم.

باید بدانیم که نعمت ها مان حاصل درخواست های خود ما نیست.نتیجه ی دعای دیگران برای ماست.                                                             شاد باشید.

+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 17:21  توسط سیاه و سفید | 
خـــــــــدا را شـــــــــــــــــــــــــــــــکر

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم.این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.

 خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.این یعنی او در خانه است و در خیایان ها پرسه نمیزند.

خدا را شکر که مالیات می پردازم.این یعنی شغل و درآمدی دارم.

خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم.این یعنی در میان دوستانم بوده ام.

خدا را شکر که لباس هایم کمی برایم تنگ شده اند.این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت کار کردن رو دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنی خانه ای دارم.

خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم.این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتوموبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم.این یعنی می توانم بشنوم.

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم.این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم.

خدا را شکر که هر روز صبح زود باید با زنگ ساعت بیدار شوم.این یعنی من هنوز زنده ام. 

خدا را شکر که گاهی اوقات بیدار می شوم. این یعنی به یادم می آورد که اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

چقدر خوبه که همه ی ما آدما برای همه چیز خدا را شکر کنیم.یعنی برای کوچکترین چیزی یا کاره جزئی همیشه شکر گذاره خدا باشیم.حتی این چیز هایی که کمتر به ذهنمون میرسه.خدا را شـــــــــــــــــــکر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 12:0  توسط سیاه و سفید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ
سلام دوستان
سفید شروع وتولیدی دوباره است اما سیاه پایان و بی نهایت است با تمام تفاوتهایی که بین ماست اما خیلی با هم تفاهم داریم ما این دو را به یکدیگر پیوند زده ایم و همسفر غم ها شده ایم تا غم و قصه را از زندگیمان بیرون کنیم.در این وبلاگ حرفهای عاشقونه میزنیم و از سخنان بزرگان و نویسندگانی چون:وین دایر-اوشو-شکسپیر-آنتونی رابینز-هوگو و ... می نویسیم.فقط وفقط نظرات قشنگتون رو فراموش نکنید.
با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــشکـر سیاه و سفید

پیوندهای روزانه
... شنبلیله دات کام ...
نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
کوچه ترانه
رهگذر کوچه عشق(ساحل دريا)
غم توی چشمات چه غریبونه نشسته
گل افتابگردون
عاشقانه های هادی
نفس عمیق(بانوی اردیبهشت)
بیا 2 صفا(کی به کیه)
آرزوهای محال
تنهایی(NO BODY)
اشک بارون
و آمديم كه عاشق شويم و در گذريم ...
رز صورتي و رز قرمز
دنياي اس ام اس عاشقانه
عکس و کارت پستال درخواستی
طنین عشق
عشق دروغی
نیوشا ضد نفر .. تک وتنها
گذشت زمان من را هم خاطره کرد
سکوتی پر راز
با توام ای همسفر
کلبه ی تنهایی من
لاشخور
خاطرات سوخته و خاکستری از دلتنگیهام !
راز عشق
شبا گرگا وحشی میشن
مرگ عشق
معبد گاه خونخواران
تنهاترین خسته ی سرگردان
غريبه( سایت برتر )
راز گل سرخ
سكوت ....... ته خط
هفته های تلخ من
گلنوش
Pari B.kas
اينجا رفاقتي نيست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

سياه و سفيد(همسفر غم )