![]() |
![]() |
|
| چه زود با هــــــــــــــم بودنمان خاطره شد |
|
تولدت مبارک ....
این شعر را زمانی می نویسم که عاشقم. هر گونه فکرو خیال بیهوده ممنوع. این را گفتم که بعد ها گله ای نباشد ...! عشق نوشتن پرسه زدن در گونه های خیس عشق دویدن در مه خواندن... آوازی، ترانه ای اگر می دانی بخوان دوست من. اینجا غریبه ای نیست ، آه...تنها به یک بوسه بسنده نمی کنم. پایین تر بیا عزیزم در آغوشت بگیرم اینجا قرارم نیست نردبام خاطره هایت کجاست تا بالا بیایم بر گردنت ستاره بیاویزم تولد مبارک عزیزم اشکهایم را برایت فرستاده ام....بگیر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 مهر1386ساعت 21:44 توسط سیاه و سفید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان
سفید شروع وتولیدی دوباره است اما سیاه پایان و بی نهایت است با تمام تفاوتهایی که بین ماست اما خیلی با هم تفاهم داریم ما این دو را به یکدیگر پیوند زده ایم و همسفر غم ها شده ایم تا غم و قصه را از زندگیمان بیرون کنیم.در این وبلاگ حرفهای عاشقونه میزنیم و از سخنان بزرگان و نویسندگانی چون:وین دایر-اوشو-شکسپیر-آنتونی رابینز-هوگو و ... می نویسیم.فقط وفقط نظرات قشنگتون رو فراموش نکنید. با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــشکـر سیاه و سفید |
| پیوندهای روزانه |
|
... شنبلیله دات کام ... |
|
RSS
|