![]() |
![]() |
|
| چه زود با هــــــــــــــم بودنمان خاطره شد |
|
اي كسي كه مامور دفن من هستي :
به حرف من گوش كن......
دستم را از تابوت بيرون كن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسيدم.
چشمهايم را باز بگذار بفهمند كه چشم براه بودم و به آن نرسيدم .
قالب يخي به شكل صليب بر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع آب شود و به جاي عزيزي كه
دوستش دارم بر سر مزارم گريه كند . سال خوبی داشته باشید....... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 18:35 توسط سیاه و سفید |
|
|
سلام دوستای گلم : تصمیم نداشتم که دیگه آپ کنم. ولی خیلی زود دلم برا وبمون و دوستای عزیزمون تنگ شد. برا همین تصمیم گرفتم سیاه با شروعی دو باره همراه با همسفر دیرینش (غم) دوباره بنویسد.سال 86 که سال نحس و نکبت باری برا من بود . تو این سال من همه چیمو باختم. همه چی. امیدوارم سال بعد سال خوبی برا شما ها باشه. همین. از دوستای گلم خواهش می کنم سال نو رو به من تبریک نگین. چون از هر چی عیده متنفرم و حالم بهم میخوره.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 18:30 توسط سیاه و سفید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان
سفید شروع وتولیدی دوباره است اما سیاه پایان و بی نهایت است با تمام تفاوتهایی که بین ماست اما خیلی با هم تفاهم داریم ما این دو را به یکدیگر پیوند زده ایم و همسفر غم ها شده ایم تا غم و قصه را از زندگیمان بیرون کنیم.در این وبلاگ حرفهای عاشقونه میزنیم و از سخنان بزرگان و نویسندگانی چون:وین دایر-اوشو-شکسپیر-آنتونی رابینز-هوگو و ... می نویسیم.فقط وفقط نظرات قشنگتون رو فراموش نکنید. با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــشکـر سیاه و سفید |
| پیوندهای روزانه |
|
... شنبلیله دات کام ... |
|
RSS
|